وقت است نصیحت به تو تاکید کنند
لرزنده تر از شاخه ی هر بید کنند
باید که تورا به سمت زندان ببرند
کی گفته تو را به ایذه تبعید کنند
برچسب:
نویسنده: آریا یوسفی
بام دل من شبیه آلاچیق است
هر دلخوشی از زندگی ام تفریق است
برگرد و بگو چه کرده ای که اینگونه
خطهای دلم شکسته نستعلیق است
برچسب:
نویسنده: آریا یوسفی
طی کردن راه پر خطر شوخی نیست
بی منطق و برنامه سفر شوخی نیست
این وعده ی سرخرمنی ات ما را کشت
چون سیصد و سیزده نفر شوخی نیست
برچسب:
نویسنده: آریا یوسفی
موسای زمان ببینی ام یا نمرود
یا کافر و یا کسی که در حال سجود
من کار به این و آن ندارم زیرا
حرف تو برای من سند خواهد بود
برچسب:
نویسنده: آریا یوسفی
برچسب:
نویسنده: آریا یوسفی
این وضع وخیم و لاابالی تا کی؟
در عمق کویر ، فکر شالی تا کی؟
نه اهل خوارجیم نه کوفه نشین
دلبسته ی این دین خیالی تا کی؟
برچسب:
نویسنده: آریا یوسفی
صد جام ز یاس و ارغوان سر بکشیم
بایست که نقاشی مان را ز وطن
با طرح نو و حالت دیگر بکشیم
برچسب:
نویسنده: آریا یوسفی
دل کوه غم است ، فکر کن خوشحالیم
با تاج و بدون تاج خوش اقبالیم
با اینکه همیشه حرف از استقلال است
اما چه شده که روز و شب می نالیم
برچسب:
نویسنده: آریا یوسفی
لبریز می است کهنه جام من و تو
ثبت است در این جهان دوام من و تو
فردا که رسید آسمان هم بایست
پا خورده شود به زیر گام من و تو
برچسب:
نویسنده: آریا یوسفی
باید که بساط من و تو جور شود
غم از دل من، از دل تو دور شود
من با توام و خدا کند در این بین
چشمان حسود عاقبت کور شود
برچسب:
نویسنده: آریا یوسفی